خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ عطیه جواره: در تاریخ، تقریبا هیچ رویدادی یکشبه اتفاق نمیافتد! نه انقلابی ناگهان به پیروزی میرسد و نه تاج ظلم و ستمی در یک لحظه از تخت پادشاهی سقوط میکند. حقیقت این است که پشت هر واقعه، روزها و ماهها تصمیم، اختلاف، کشمکش و اتفاقاتی وجود دارد که در کنار هم، مسیر تاریخ را تغییر میدهند. کودتای ۲۸ مرداد نیز از همین جنس است؛ رویدادی که برای فهم آن نمیتوان تنها به یک روز نگاه کرد و از روزهای قبل آن گذشت و اگر قرار است از تاریخ چیزی بیاموزیم، باید به مسیری که نهایتا به نقطه عطفی ختم شده است، نگاه کنیم. از همین رو، در این گزارش، روزهای منتهی به کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۲۲ را قدمبهقدم پیش میرویم؛ روزهایی که در ظاهر هرکدام خبری جداگانه محسوب میشوند، اما در کنار یکدیگر، تصویری روشنتر از زمینهها و دلایلی ارایه میدهند که ایران را به یکی از مهمترین نقاط تاریخ معاصر خود میرساند.
۱۹ مرداد ۱۳۳۲؛ رفراندوم در سراسر کشور
(۹ روز مانده تا کودتا)
چندماهی میشود که محمد مصدق مجلس را همراه دولت نمیبیند و قصد انحلال آن را دارد. چرا که از منظر او بخش قابل توجهی از نمایندگان در برابر سیاستهایش ایستادهاند و از نگاه دولت، مجلس به جای آنکه در حل بحران کشور نقش داشته باشد، خود به یکی از موانع ادامه کار دولت تبدیل شده. در سوی دیگر، مخالفان مصدق معتقدند نخستوزیر با تصمیم بر انحلال مجلس، یکی از پایههای اصلی نظام مشروطه را از بین میبرد و راه را برای تمرکز بیشتر قدرت باز میکند. اما مصدق مسیر دیگری پیش پای خود میبیند: مراجعه مستقیم به مردم و سپس برگزاری انتخابات جدید. به همین دلیل، پس از مرحله نخست همهپرسی در تهران، روز ۱۹ مرداد نوبت به شهرستانها میرسد. در تمام شهرهای کشور به جز تهران تعطیلی عمومی اعلام و رأیگیری از ساعات ابتدایی صبح آغاز میشود و تا حدود ظهر ادامه مییابد.

از طرفی این همهپرسی برای دولت فقط یک رأیگیری ساده نیست. مصدق میخواهد با نشان دادن رأی مردم، پاسخ مخالفانی را بدهد که انحلال مجلس را اقدامی خارج از خواست عمومی میدانند. اما در مقابل، مخالفانش میگویند شکل برگزاری همهپرسی و اساساً کنار گذاشتن مجلس، خود محل اشکال است. در همان روز، پهلوی به شمال کشور میرود. سفر او آنهم در شرایطی که بحث برکناری مصدق به خاطر اقدامات اخیرش و نخستوزیری فضلالله زاهدی حالا در محافل درباری و سیاسی مطرح شده است، به موضوعی قابل توجه ای برای سیاسیون تبدیل میشود! اما آنچه که حتی خوشگذرانیهای پهلوی دست نشانده آمریکاییها نمیتواند پنهانش کند این است که در پشت صندوقهای رای اختلاف بر سر آینده دولت، مجلس، سلطنت و حتی کمرنگ شدن رابطه ایران با قدرتهای خارجی به دلیل ملی شدن صنعت نفت هر لحظه جدیتر میشد و کشور را به سمت آشوب و ناآرامی میکشاند.

۲۰ مرداد ۱۳۳۲، بازی دیگری در جریان است
(۸ روزمانده تا کودتا)
یک روز پس از همهپرسی شهرستانها، دولت نتایج را اعلام میکند (یک میلیون و ۷۴۳ هزار و ۹۸ رأی) در انتخابات شرکت کرده بودند و از این شرکت کنندگان، تنها (۶۴۱ نفر) با انحلال مجلس مخالفت کردهاند. بلافاصله دولت این آمار را نشانه حمایت گسترده مردم از سیاستهای مصدق میداند. حالا دولت باید قدم بعدی را بردارد و دست به کار شود تا مجلس هفدهم کنار برود و مجلس جدیدی با آرای مردم شکل بگیرد. اما درست در همین روز، پشت پرده، اقدامات دیگری در حال اجرا است!
بر اساس روایتهای مربوط به عملیات آژاکس (کودتای ۲۸ مرداد)، حسن اخوی با شاه دیدار و فهرست افسرانی را که برای اقدام علیه دولت آماده بودند، در اختیار او میگذارد و آمریکا و بریتانیا برای همراه کردن شاهی که خودشان به تخت نشانده بودند او را تهدید میکنند. شاه که از خود در قبال آمریکاییها قدرتی نمیبیند، در نهایت دو فرمان را صادر میکند: فرمان عزل محمد مصدق از نخستوزیری و فرمان انتصاب فضلالله زاهدی به جای مصدق. از این لحظه به بعد، ماجرا فقط مجلس و رفراندوم و اختلاف بر سر یک نهاد قانونی نیست بلکه فرمانی روی کاغذ وجود دارد که قرار است در چندروز آینده، نخستوزیر را از قدرت کنار بزند! در همین حین در سوی دیگر، مذاکرات ایران و شوروی نیز ادامه دارد و مخالفان دولت تلاش میکنند این مذاکرات را نشانه نزدیک شدن بیش از اندازه مصدق به شوروی معرفی کنند؛ اتهامی که در فضای جنگ سرد بسیار تأثیرگذار است!

۲۱ مرداد؛ فرمان در سکوت صادر میشود
(۷ روز مانده تا کودتا)
رامسر، میزبان نعمتالله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی میشود که دو فرمان را برای امضای نهایی به شاهی که اکنون حتی برای امور کشور خود اراده و قدرتی ندارد، برده و فرمانها را امضا شده تحویل میگیرد. در تهران نیز، حسین فاطمی، پس از سفر درمانی خود به اروپا به میدان سیاست بازگشته و در یک سخنرانی رادیویی بی خبر از آنچه در پیش است، اینگونه از مصدق در برابر مخالفینش دفاع میکند: «مصدق با مبارزات خود درس بزرگی به مکتب مشرق زمین آموخت.» و مبارزه دولت را بخشی از مبارزه ملتهای شرق برای استقلال میخواند.
در همان روز، آمار نهایی رفراندوم شهرستانها نیز منتشر میشود: یک میلیون و ۷۹۱ هزار و ۹۸۸ نفر موافق انحلال مجلس و ۹۱۸ نفر مخالف. دولت این ارقام را پشتوانهای قاطع برای ادامه راه خود میداند. اما مخالفان همچنان اصل همهپرسی را زیر سؤال میبردند. به این ترتیب دو روایت محکمتر از قبل در برابر هم قرار میگیرند: دولت میگوید مردم رأی دادهاند و مخالفان میگویند این رأی نمیتواند جای مجلس را بگیرد. اما آنچه که اهمیت دارد اما از نظرها غایب است این است که پشت این جدال، فرمان عزل مصدق آماده اجراست!

۲۲ مرداد؛ توطئه کودتا در شرف اجرا!!
(۶ روز مانده تا کودتا)
برای نخستین بار، صدای هشدار درباره کودتا با صدای بلند در فضای عمومی به گوش میرسد و روزنامه (شجاعت) در تیتر اول خود مینویسد: «مردم شرافتمند ایران، توطئه خائنانه کودتا در شرف اجرا است.» این روزنامه در ادامه حتی از آماده شدن تیپ دوم به فرماندهی ممتاز برای اجرای کودتای درباری خبر میدهد و از دولت میخواهد افسران دخیل در این طرح را بازداشت کند. در همین روز، فاطمی نخستین دور مذاکرات رسمی ایران و شوروی را برگزار میکند و از سو همزمان محمدرضا به جای حضور در میدان، برای استراحت بیشتر به کلاردشت میرود!

۲۳ مرداد؛ خطر نزدیک است
(۵ روز مانده تا کودتا)
جمعه است و اوضاع پایتخت ظاهرا آرام. اما پشت این آرامش، فرمانهای امضاشده شاه در اختیار عوامل بیگانه کودتا قرار گرفته و طوفانی در راه است. کرمیت روزولت و افسر سیا در تهران حضور دارند. نیروهای نظامی مخالف دولت شناسایی شده و نعمتالله نصیری مأموریت دارد تا فرمان شاه را شخصاً به مصدق ابلاغ کند. نقشه کودتا روشن است: نیروهای وفادار به شاه شبانه وارد عمل میشوند، مقامات دولت را بازداشت و کنترل مراکز مهم نظامی و ارتباطی را به دست میگیرند. حالا دیگر رخ دادن کودتا یک احتمال نیست بلکه به یقین بدل شده است.

۲۴ مرداد؛ عملیات آغاز میشود
(۴ روز مانده تا کودتا)
صبح ۲۴ مرداد، مصدق پایان شمارش آرای همهپرسی را اعلام میکند. کل آرا: ۲ میلیون و ۴۴ هزار و ۵۹۶ رأی. موافق انحلال مجلس: ۲ میلیون و ۴۳ هزار و ۳۸۹ رأی. مخالف: هزار و ۲۰۷ رأی. مصدق پس از اعلام نتایج، از شاه میخواهد فرمان رسمی انحلال مجلس هفدهم را صادر کند. حالا دیگر برای دولت، همهپرسی تمام شده و مرحله بعد انتخابات مجلس هجدهم است. اما همان روز، پشت پرده، مرحله عملیاتی کودتا آغاز میشود. گروهی از چهرههای نظامی و سیاسی مخالف دولت گرد هم آمده و درباره بازداشت مقامات، اشغال ستاد ارتش و خنثی کردن نیروهای وفادار به مصدق هماهنگ شدهاند. حدود ساعت ۱۱ شب، عملیات آغاز و چند تن از اعضای کابینه از جمله حسین فاطمی، خلیل زیرکزاده و حقشناس بازداشت و همزمان خطوط ارتباطی دولتی قطع و تلاش میشود تا ارتباط میان مراکز نظامی مختل شود و هنگام نیمه شب نوبت به خانه نخست وزیر میرسد.

۲۵ مرداد؛ مثل همیشه شاه فرار میکند!!
(۳ روز مانده به کودتا)
حدود ساعت یک بامداد، نعمتالله نصیری با کامیونهای نظامی، جیپ و یک زرهپوش به خانه مصدق میرسد. او فرمان شاه را به همراه دارد. اما محافظان خانه که از قبل نسبت به احتمال کودتا هشدار گرفته بودند، نصیری را بازداشت و فرمانی که مهر برکناری مصدق در آن خورده است، به دست نیروهای دولت میافتد. کودتا شکست میخورد. صبح ۲۵ مرداد، خبر شکست عملیات در شهر منتشر میشود. نصیری بازداشت و وزرای مصدق آزاد میشوند و کنترل ستاد ارتش همچنان در اختیار نیروهای وفادار به دولت باقی میماند.
شاه که بهجای رسیدگی به امور کشور در سفرهای تفریحی خود در شمال کشور بوده؛ پس از اطلاع از شکست عملیات، همراه زنش با هواپیما به طور کلی از ایران خارج و به بغداد میرود. شاهی که فرمان عزل نخستوزیر را صادر کرد، اکنون خودش از کشور خارج می شود!! در مقابل فاطمی به سفارتخانههای ایران در خارج پیام میفرستد و خواستار خودداری از استقبال رسمی از شاه میشود. در قلب تهران نیز اوضاع برای نظام شاهنشاهی چندان بر وفق مراد پیش نمیرود. کاخهای سلطنتی مهر و موم شده و تصاویر شاه از ادارات پایین کشیده میشود. در همین زمان مصدق نیز انحلال مجلس هفدهم را رسماً اعلام و از برگزاری انتخابات مجلس هجدهم سخن میگوید. در خیابانها هم تجمعهایی در حمایت از دولت با شعارهای ضد سلطنتی برگزار میشود و در میدان بهارستان، میان تجمعات مردمی، شایگان درباره فرار شاه با لحنی آغشته به کنایه میگوید: «تحفهای که باید به تهران بیاید، به بغداد رفت!» حالا دیگر همه چیز به نفع دولت در جریان است، اما این فقط ظاهر امر است!

۲۶ مرداد؛ کودتاگران مشغول کارند!!
(۲ روز مانده تا کودتا)
شاه پس از بغداد راهی رم میشود. اما در ایران، در شهر اصفهان، اردشیر زاهدی با امیرقلی ضرغام دیدار و درباره حرکت نیروها به سمت تهران برای کودتای دیگر گفتوگو میکند و در کرمانشاه نیز فرزانگان با تیمور بختیار وارد مذاکره میشود و نیروهای منطقه را برای حرکت احتمالی آماده میکند. از طرفی در تهران، فاطمی نامههای ابوالقاسم امینی، وزیر دربار را برای خبرنگاران میخواند و شاه، دفتر مخصوص سلطنتی و گارد شاهنشاهی را مسئول طرح براندازی اعلام میکند و به همین خاطر مردم در خیابانها علیه رژیم پهلوی پرشور تر شعار میدهند و مجسمه دیکتاتور جوان را از میادین اصلی شهر پایین میکشند.
از سوی دیگر، پیام شاه از بغداد منتشر میشود. او همچنان تأکید میکند که فرمان عزل مصدق و انتصاب زاهدی را صادر کرده، اما حالا شاه خارج از ایران و زاهدی مخفی شده است. با این حال، پشت پرده تصمیم دیگری توسط آمریکاییها گرفته میشود، مرحله دوم کودتا باید به اجرا درآید و چهارشنبه ۲۸ مرداد به عنوان روز اجرای عملیات جدید در نظر گرفته میشود.

۲۷ مرداد؛ آخرین شب برای نخست وزیر
(۱ روز مانده تا کودتا)
دولت تصور میکند شکست عملیات اول فرصت کافی برای کنترل اوضاع ایجاد کرده است. حدود ۳۰ نفر از عوامل کودتای اول بازداشت شدهاند و برای یافتن زاهدی جایزه تعیین شده است. در همین روز، جنگ روانی نیز شدت میگیرد. تبلیغات ضدکمونیستی بالا گرفته و حزب توده نیز با شعارهای تند علیه سلطنت به خیابانها میآیند. در چنین فضایی، تصویری که از شهر ساخته میشود، برای کودتاگران بیگانه سودمند است! خیابانهایی ناآرام، مجسمههای شاه که درهم شکسته است و احزاب سیاسی گوناگون که هرکدام آینده متفاوتی برای کشور میخواهند.
در همین زمان هندرسن نیز با مصدق دیدار میکند و موضوع فرمان شاه برای عزل نخستوزیر مطرح میشود و مصدق تاکید میکند که شاه بر اساس قانون اساسی اختیار عزل نخستوزیر را ندارد. اما در پایان روز ۲۷ مرداد، همهچیز برای به انجام رساندن مقاصد عوامل بیگانه در خاک وطن آماده است؛ شاه در رم، زاهدی در مخفیگاه، فرمان عزل در دست کودتاگران، ارتش در وضعیت حساس و تهران در انتظار یک طوفان!


۲۸ مرداد؛ سرنوشت دولت به دست خیابان
صبح ۲۸ مرداد، گروههایی از مردم و نیروهای سازمانیافته به خیابان آمدهاند. در نقاط مختلف شهر درگیری شکل میگیرد و نیروهای نظامی به تدریج وارد صحنه میشوند. شبکه بیگانه کودتاگری که دو روز قبل شکست خورده، این بار نیروهای نظامی و خیابانی بیشتری را با خود همراه میکند و درنهایت رادیو به دست نیروهای مخالف میافتد و خبر سقوط دولت مصدق منتشر میشود. سپس خانه نخست وزیر هدف هجوم قررار میگیرد و درگیری به اطراف منزل مصدق میرسد.

و پس از ساعتها مقاومت دولت رسما سقوط میکند و فضلالله زاهدی خود را نخستوزیر اعلام کرده و فرمان شاهی که از کیلومترها آنطرفتر شاه ایران بود این بار به ابزار تثبیت قدرت جدید تبدیل میشود. مصدق بازداشت و دولت سقوط میکند و شاه که سه روز پیش، از کشور گریخته است در نهایت با کمک آمریکاییها میتواند به ایران بازگردد تا دوره جدیدی از استبداد را در این مملکت رقم بزند.


نظر شما